جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

384

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

در مسير ما قلعهء متروك دولت‌آباد بود كه سه ديوار داشت و در گرداگرد آن خندق عميقى بود . شصت سال پيش گروهبان گيبونز يك سرباز انگليسى كه در لشكر عباس ميرزا خدمت مىكرد گفته بود كه يكى از بهترين قلاع كوچكى بود كه در ايران ديده بود . صاحب اين قلعه مدتى در مقابل حكومت ايالت در اثر اخاذىهاى او مقاومت نمود . اين حاكم سى هزار تومان به عباس ميرزا رشوه داد كه در مقام حكومت باقى بماند شاهزاده پول را برداشت و رئيس را هم به مشهد برد . فرماندار محلى از غياب رئيس قلعه استفاده و آنجا را تصرف كرد كه مانند بسيارى از اماكن ديگر آن حدود با سرعت رو به خرابى و زوال است . تومولى - تپه‌ها - در اين روز و يا در واقع در تمام مراحل مسافرتم بارها از كنار تپه‌ها يا پشته‌هاى البرز بزرگ عبور كردم كه غالبا مايهء حيرت جهانگردان نواحى شمالى ايران بوده است . اين تپه‌ها شامل خاكريزهاى عظيم گرد يا بيضى با ارتفاع پنجاه تا صد پاست و معمولا قيافهء ساختمانى ندارد ، ولى از توده‌هاى سنگين خاك تشكيل مىشود كه به مرور زمان صاف و نرم شده است . داستانهاى محلى آن را به جمشيد نسبت مىدهد كه خود دال بر اين است كه از اصل آن اطلاعى ندارند . بعضىها نيز آن را آتشكده پنداشته‌اند كه از زمان رواج آئين زردشتى باقى مانده است . من ترديدى ندارم كه آنها را به منظور پناهگاه يا دفاع مردم دهات ساخته‌اند و اصل آن دهات در همان حوالى بعدا از بين رفته است اين تپه‌ها در هر ناحيه كه طبيعت وسيله براى دفاع و محافظت فراهم نكرده باشد تهيه و لازم شده بود كه پناهگاه مصنوعى فراهم سازند . در بالاى بسيارى از آنها هنوز ديوارهء بىريخت و وارفتهء ارگ‌هاى گلى هست كه روزگارى زينت قلهء آنها بود . تصاوير بارزى از اين مرحله زندگانى انسان در بيدشت نزديك شاهرود و در جاجرم بين شاهرود و بجنورد ديده مىشود . در نقاطى كه اين تپه‌ها ( يا چنان كه در محل مىنامند كورگان ) نرم و صاف است ، خود بنا به كلى از ميان رفته و مقدارى از اين خاكريزها در گرگان نزديك گمش‌تپه